تبليغاتX
ایلیا عشق مامان و بابا ایلیا عشق مامان و بابا
لیست وبلاگ های فارسی پرشین وبلاگ
ایلیا عشق مامان و بابا
هر چی به این خاله سمیه گفتم بابا جون اینقدر پشت سر هم قرار نگذارید من نمیتونم بدوم و بازی کنم دلم میگیره به خرجش نرفت. خلاصه من و مامان هم دقیقه نود رفتیم بابا ما رو رسوند پارک میعاد. زمین بازی خیلی شلوغ بود.طبق معمول اولین نفر رو که دیدم باران و مامان نسترنش بود. مامان سراغ خاله بیتا رو گرفت که دیدیم بله خاله بیتا فقط داره دنبال کیان و کیارش شیطون میدود. خاله نیلوفر رو هم برای اولین بار دیدیم. بعد مامان من رو برد یک گوشه دیگه ای نشستیم که بچه ها توپ بازی میکنند به سر من نخوره. چند دقیقه نگذشته بود که مامان خاله آرام رو شناسایی کرد. وای که نیکان چقدر موش بود. تازه راه افتاده بود. همه منتظر بودیم تا خاله سمیه خودش هم بیاد که معلوم شد بین راه حال ایلیا بد شده و مجبور شده براش لباس جدید بخره. وقتی هم که رسیدند ایلیا اصلا سر حال نبود. تو پارک یکبار که مامان حواسش نبود نزدیک بود من از کالسکه ام سر بخورم بیام پایین که خدا خیلی رحم کرد. آخرش دیگه خیلی خسته شده بودم و همش بهانه میگرفتم. خوب اینهم از تعریف کردنیهای ایلیا. هفته پیش من یک کار انتحاری کردم. با بابایی تصمیم گرفتیم ایلیا رو با خودمون ببریم سینما. با خودم گفتم اگر پسر خوبی بود باز هم میبرمش اگر نه که دفعه اول و آخرشه. رفتیم فیلم پاداش سکوت که زیاد خوشم نیومد. قبل از اینکه بریم تو سالن ایلیا خوابید. ما هم خیلی خوشحال شدیم. چراغها خاموش شد و فیلم شروع شد. دیگه تو خونه هم نبود که بگم آقا صداش رو کم کن بچم خوابه. ایلیا فوری بیدار شد. با چشمهای باز 2 دقیقه فقط بابایی رو نگاه میکرد. حتما با خودش میگفت اینجا کجاست که منو آوردند. بعد شروع کرد از خودش صدا درآوردن. بعد دیگه بهانه گیریها شروع شد. بابایی هم سریع بردش بیرون. خلاصه داستان اینطوری شد که بابایی اصلا فیلم رو ندید و بدین ترتیب ایلیا خان در این فقره نمره صفر کسب کردند. جدیدا یاد گرفته تا میزارمش زمین پاهاش میاد بالا تا آستانه دهان. غلتیدنش کامل شده و خودش میتونه دستی رو که زیرش مونده بکشه بیرون. کتابی رو که رویا جون پیشنهاد کرده بود بالاخره خریدم. مجبور شدم از طریق انشاراتش اقدام کنم که با پیک برام فرستادند. کتاب جالب و کاربردی هستش. 72 بازی ساده برای پرورش توانمندی های کودکه. اطلاعات جالبی هم میده . مثلا نویسنده کتاب معتقده بر خلاف نظریه عموم روروئک باعث زود راه افتادن کودک نمیشه چون یاد نمیگیره چطور به خودش تکیه کنه. همچنین نویسنده معتقده هنگام بازی باید بچه رو برهنه کرد و این عمل در رشد و شکوفائی کودک اثر مثبتی داره. از وقتی این بازیها رو با ایلیا انجام میدم چون حسابی خسته میشه هم خوابش بهتر شده هم شیر خوردنش. یک خبر دیگه این که از این به بعد فقط وبلاگ ایلیا رو آپ میکنم. یعنی خداحافظ وبلاگ دنیای بیتا. دنیای بیتا مثل قبل در دفتر خاطرات ثبت میشه .
 
لینک نوشته
یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 -- مامان بیتا  

چهار ماهگی
 

   خیلی سریع گذشت . پسر قشنگ من هم چهار ماهش تموم شد. هر روز کارهای جدیدتری یاد میگیره و من و مهربون شگفت زده از اینهمه قدرت خدا که تو این موجود کوچولو و دوست داشتنی قرار داده. ایلیا پاهاش رو تازه شناخته و به محض اینکه زمین میخوابونمش یا در حال غلت زدنه یا پاهاش رو با دستاش میگیره. علاقه زیادی به پارچه داره. هر چیز پارچه ای رو که میبینه سریع به طرف دهنش میبره. راستی عسلکم پفک چیتوز رو هم خیلی دوست داره. تعجب نکنید. من و باباش محتویات توش رو نوش جان میکنیم و کاغذش رو میدیم به ایلیا. چون صدا میده و رنگارنگ هم هست خیلی خوشش میاد. کاملا شیشه شیرش رو میشناسه و وقتی اونو جلوش میگیرم با صدا درآوردن و دست و پا زدن اشتیاقش رو نشون میده. از حالا معلومه که خوشگل مامان خیلی شیطون و کنجکاوه. حدود ده روز پیش بردمش پیش دکتر ناطقی که بعد از به دنیا اومدن ایلیا ویزیتش کرده بود. دکتر خیلی خوبیه. اینقدر خوب راهنماییت میکنه و با صحبتهاش بهت آرامش میده که دیگه اضطراب رو فراموش میکنی. یکشنبه هم بردمش چکاپ چهار ماهگیش. واکسنش رو هم زدم. وقتی اومدیم خونه بهش قطره استامینوفن دادم ولی خیلی دارد داشت همش ناله میکرد تا خوابش برد. تا صبح روز بعد هم گیج خواب بود. تو خواب بهش قطره هاش رو میدادم. تو خواب هم بهش شیر میدادم.

این چند روز تعطیلی یک مسافرت برنامه ریزی نشده رفتیم که به من یکی خوش نگذشت. رفتیم شمال که هم گرم بود هم شلوغ. تمام وقتمون صرف جا پیدا کردن شد. مگه جا گیر میومد. ایلیا اولین مسافرتش بود. بهش نمره 15 دادم. چون برگشتنا تو ماشین خسته شده بود و خیلی گریه کرد. میگن تو شمال اشتهای آدم زیاد میشه. ایلیا هم بر خلاف تهران که باید کلی باهاش سرو کله میزدم تا شیر بخوره. هر دو ساعت به دو ساعت با گریه گرسنگیش رو اعلام میکرد. دیگه بگذریم تو ماشین با چه وضعی من شیر خشک درست میکردم .

راستی دنبال یک کتاب میگردم که یکی از دوستان پیشنهاد داده پیداش نمیکنم. هر کی به چشمش خورد آدرس اون کتاب فروشی رو برام بنویسه.

از کودک خود نابغه بسازیم. نوشته آن پولکین- نشر پیدایش

 

چکاپ چهار ماهگی

 

وزن: 6600

قد: 65

دور سر: 2/41

 

 

تو جنگلی کنار جاده آب پری

 

تو ماشین بغل بابایی

 
لینک نوشته
دوشنبه هشتم مرداد 1386 -- مامان بیتا  

ایلیا عسل مامان و بابا متولد 5 فروردین سال 1386
وزن: 3340 قد: 50

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

آخرین مطالب
سلام
این روزها ......
کم کاری مامان

ایلیای با ادب
ایلیای خوش خواب
من ایلیا دو سال دارم
آخرین پست سال 87
جیگر مامان
امان از دست این دندونها

آرشیو وبلاگ
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385

پیوندها
کوکاکولا لایت
خانم خونه
برای میوه دلم
نی نی و مامان لولی
کفشدوزک ناز
ساروی کیجا
بردیا و مامان بهانه
سینا و مامان شین
خاطرات زندگی زهرا
آرکا جون
درخت کوچک
من و نی نی گوگولی (سپهر)
هدیه زیبای خدا
هستی و مامان شراره
کودک ما
رادین و مامان
آرتین و مامان آزیتا
هستی و مامان نوشین
کیان و کیارش و مامان بیتا
محمد ایلیا و مامان
نازنین و مامان فاطمه
بهار و مامان منصوره
رادوین و مامان صدف
یاسین و دانیال و مامان زهرا
نیما و مامان دیبا
ایلیا و مامان سمیه (ستاره طلایی)
کسرا و مامان هدیه
یسنا و مامان مهروش
باران و مامان نسترن
هانا و مامان مهین
درسا و مامان
شرمینه و مامان شهرزاد
بردیا و مامان شراره
ایلیا و مامان سمیه (حس قشنگ مادری)
سپهر
شایان و مامان ساناز
شایان و مامان نلی
مازیار و مامان سولماز
کامیار و مامان بلفی
اوستا
صبا و مامان آرزو
آرش و مامان آرزو
نیکان و مامان آرام
دلنوشته های بیتا
ارغوان و مامان و باباش
ایلیای 85
ایلیا و مامان رویا
شهراد و مامان مرجان
آريانا و آرمينا (دو قلوهاي ناز)
قالب وبلاگ
ليست وبلاگ ها
ميهن مهر دانلود
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب::

پیوندهای روزانه
شکلک 2
پینگر
روی میز آشپزخانه
یه وبلاگ خوشمزه
مطبخ خانم خونه
کدبانو
شکلک 1
موسسه مادران امروز
مادرانه
کودکان
روانشناسی کودک
پروفسور سلطان زاده
آرشیو پیوندهای روزانه

  RSS  

Free! Download Center