تبليغاتX
ایلیا عشق مامان و بابا ایلیا عشق مامان و بابا
لیست وبلاگ های فارسی پرشین وبلاگ
ایلیا عشق مامان و بابا
ایلیای وروجک
 

از کجا شروع کنم؟ از کدوم کارش بگم؟ از کدوم شیرین کاریش صحبت کنم؟ از اینکه وقتی کار بدی میکنه و از دستش عصبانی میشم خودش میاد منت کشی و با دستهای کوچیکش نازم میکنه و هی بوسم میکنه. از مواقع نماز خوندنم بگم که کوچولوی من پای ثابته و کنار سجاده ام خودش رو سرگرم میکنه و با یک آهنگ خوشگل الله اکبر میگه. از شیطونی جدیدش که آیفون تلفن رو میزنه و در میره. چند روز پیش که خونه مامانم بودیم مامان گفت بزار به ایلیا و رهام لواشک بدیم ببینیم عکس العملشون چیه؟ رهام خیلی زود انداخت زمین ولی ایلیا ول کن نبود. لواشکه هم خیلی ترش بود. هی میخورد و سرش رو به نشونه به به تکون میداد. خلاصه با گریه ازش گرفتیم.

تصمیم دارم اگر خدا بخواد بعد از عید برم سر کار. کسی مهد کودکی که چند روز در هفته بچه رو نگه داره و حوالی یوسف آباد باشه سراغ نداره؟

 
لینک نوشته
یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 -- مامان بیتا  

تولد رهام
 

روز چهاردهم بهمن تولد رهام بود. البته تولد مامانش هم بود. حالا میفهمم مامان بیتا حق داره که میگه چقدر زود گذشت. انگار همین دیروز بود که رهام رو تازه از بیمارستان آورده بودند خونه و من هنوز تو دل مامان بودم. رهام همش گریه میکرد چون دل درد داشت. وقتی مامانی بغلش میکرد من از تو دل مامان  اینقدر حسودیم میشد که نگو. هر چی داد میزدم آهای رهام خان الان جنابعالی روی کله بنده سوار شدید هیچ کس صدام رو نمیشنید. بگذریم. برای کادوی تولد رهام یک سه چرخه خوشگل رنگی که بصورت کله خروس بود خریداری کردیم و بنده هم کلی تیپ زدم و رفتیم تولد. برق نداشتند. من هم نمیدونستم دو رو برم چه خبره . بعد از بیست دقیقه که برقها اومد دیدم وای همه جا پره از بادکنکهای خوشگل و چیزهای قشنگ. رهام هم خیلی ناز شده بود. کلی کادوهای خوب و خوشگل گرفت. بابایی و مامانی براش یک ماشین کنترلی بزرگ و آبی گرفته بودند که رهام توش سوار میشد و کنترلش هم دست باباش بود. من هی تو دلم قند  آب میشد چون میدونستم پنجاه روز دیگه نوبت منه. ولی از این ماشینه خیلی ترسیدم. وقتی راه میفتاد و میومد سمت من فوری میرفتم بغل مامان. تازه رهام برای من هم یک جیپ جنگی خوشگل گرفته بود که وقتی روشنش میکردی میگفت Fire Fire و بعد هم صدای شلیک میومد. خیلی ناز بود. موقع کیک آوردن دایی هومن کلی برف شادی و روبانهای رنگی و فشفشه آورد و ما کلی کیف کردیم. وسط کیک یک لاله قشنگ بود که وقتی روشنش میکردی باز میشد و میچرخید و آهنگ Happy Birthday رو میزد. تولد که تموم شد و مهمونها میخواستند برن و این لاله رو انداخته بودند توی آب تو سینک ظرفشویی. از زیر آب هم آهنگ میزد. شبش اینقدر خسته شده بودم که تا بابا کلاهم رو گذاشت سرم همونجا خوابم برد و یادم رفت شیر شبم رو بخورم در نتیجه ساعت دو و نیم نصفه شب احساس گرسنگی کردم و همه رو مطلع کردم که من شیر نخوردم.

 
لینک نوشته
پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 -- مامان بیتا  

ده ماهگی
 

بالاخره تصمیم رو در مورد همون مسئله ای  که در پست قبل مطرح کرده بودم گرفتم. صبر میکنم تا ایلیا بزرگتر بشه. اگه قسمت باشه میریم.

امروز صبح ایلیا رو برای چکاپ ده ماهگی برده بودم بهداشت. مثل اینکه از مرکز بخشنامه های جدید براشون اومده چون خیلی بیشتر وقت میذاشتند و به همه سوالات با صبر و حوصله جواب میدادند. ظاهرا نمودارهای رشد عوض شده و طرح کودک سالم در حال اجراست. کارشناس گفت بر اساس نمودار جدید وزن ایلیا خیلی خوبه. قدش همه همینطور.بعد تمام کارهایی که یک بچه ده ماهه میتونه انجام بده توضیح داد و گفت دفعه بعد برای واکسن یکسالگی بیارمش.

پسر قشنگ مامان دیگه به همه جای خونه سرک میکشه و همه چیز رو میخواد امتحان کنه. ولی نمیدونم  چرا تا ازش غافل میشم میره سمت دستشویی. جدیدا هم اینقدر وروجک شده دلم میخواد درسته قورتش بدم. سمت هر چیزی که میخواد بره و میدونه من منعش میکنم یکی از اسباب بازیهاش رو میندازه سمتش و بعد مثلا داره دنبال اون اسباب بازی میره یکذره خودش رو سرگرم میکنه بعد همینکه متوجه میشه کسی  حواسش نیست میره سمت سوژه مورد نظر مخصوصا سیم تلویزیون. هر وقت که میبینه دارم نماز میخونم هر جا که باشه خودش رو میرسونه و میخواد چادرم رو روی سر خودش بکشی. خیلی دوست دارم بدونم چرا همش از دست رهام فرار میکنه و تا صداش رو میشنوه میخواد بیاد بغل هر کس که نزدیکشه. دوست ندارم پسرم  از هیچ چیز بترسه.

خوشبختانه با غذا خوردنش مشکل خاصی ندارم غیر از اینکه چون هنوز دندون نداره نمیتونه کته بخوره همه چیز رو باید خیلی له کنم و بهش بدم. من برای غذاهای کمکی ایلیا  از کتاب تغذیه کودک من نوشته دکتر جواد فیض استفاده میکنم. توصیه میکنم حتما بخرید و تو خونه داشته باشید. در مورد تغذیه کودک از دوران جنینی تا هجده سالگیه.

 

صبحها براش فرنی درست میکنم. سه روز در هفته توش زرده تخم مرغ رنده میکنم. بعضی روزها موز بعضی روزها هم کرن فلکس که تو شیر خشک حل شده.

 

میان وعده صبحش پوره میوه ( اکثرا موز) یا آب میوه است ( سیب- پرتقال- لیمو شیرین).

ناهار سوپ میخوره یا با گوشت یا با مرغ . تو سوپش هم هر چی دستم بیاد و تو خونه موجود باشه میریزم مثل هویج – سیب زمینی- برنج- ماکارونی- جعفری- گشنیز- لوبیا سب- عدس – ماش- جوانه گندم و ....... بعد از ناهار هم یک نصف خرما به عنوان دسر

بعد از ظهر سرلاک میخوره یک قاشق مربا خوری هم آجیل پودر شده ( پسته- گردو- بادوم- فندوق) تو سرلاک حل میکنم.

غروب همون غذای ظهرش رو به مقدار کمتر میخوره. آخر شب هم ماست و مربا.

روزانه هم  چهار الی پنج وعده شیر خشک میخوره. 

 

چکاپ ده ماهگی:

وزن: ۵/۹

قد: ۵/۷۴

دور سر: ۶/۴۵

 

 

 
لینک نوشته
شنبه ششم بهمن 1386 -- مامان بیتا  

ایلیا عسل مامان و بابا متولد 5 فروردین سال 1386
وزن: 3340 قد: 50

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

آخرین مطالب
سلام
این روزها ......
کم کاری مامان

ایلیای با ادب
ایلیای خوش خواب
من ایلیا دو سال دارم
آخرین پست سال 87
جیگر مامان
امان از دست این دندونها

آرشیو وبلاگ
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385

پیوندها
کوکاکولا لایت
خانم خونه
برای میوه دلم
نی نی و مامان لولی
کفشدوزک ناز
ساروی کیجا
بردیا و مامان بهانه
سینا و مامان شین
خاطرات زندگی زهرا
آرکا جون
درخت کوچک
من و نی نی گوگولی (سپهر)
هدیه زیبای خدا
هستی و مامان شراره
کودک ما
رادین و مامان
آرتین و مامان آزیتا
هستی و مامان نوشین
کیان و کیارش و مامان بیتا
محمد ایلیا و مامان
نازنین و مامان فاطمه
بهار و مامان منصوره
رادوین و مامان صدف
یاسین و دانیال و مامان زهرا
نیما و مامان دیبا
ایلیا و مامان سمیه (ستاره طلایی)
کسرا و مامان هدیه
یسنا و مامان مهروش
باران و مامان نسترن
هانا و مامان مهین
درسا و مامان
شرمینه و مامان شهرزاد
بردیا و مامان شراره
ایلیا و مامان سمیه (حس قشنگ مادری)
سپهر
شایان و مامان ساناز
شایان و مامان نلی
مازیار و مامان سولماز
کامیار و مامان بلفی
اوستا
صبا و مامان آرزو
آرش و مامان آرزو
نیکان و مامان آرام
دلنوشته های بیتا
ارغوان و مامان و باباش
ایلیای 85
ایلیا و مامان رویا
شهراد و مامان مرجان
آريانا و آرمينا (دو قلوهاي ناز)
قالب وبلاگ
ليست وبلاگ ها
ميهن مهر دانلود
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب::

پیوندهای روزانه
شکلک 2
پینگر
روی میز آشپزخانه
یه وبلاگ خوشمزه
مطبخ خانم خونه
کدبانو
شکلک 1
موسسه مادران امروز
مادرانه
کودکان
روانشناسی کودک
پروفسور سلطان زاده
آرشیو پیوندهای روزانه

  RSS  

Free! Download Center