تبليغاتX
ایلیا عشق مامان و بابا ایلیا عشق مامان و بابا
لیست وبلاگ های فارسی پرشین وبلاگ
ایلیا عشق مامان و بابا
ایلیا و مهد کودک
باز هم طی یک اقدام انتحاری دیگه ایلیا رو مهد کودک ثبت نام کردم. پنج شنبه گذشته صبح زود ایلیا رو بردیم برای آزمایش خون و باقی آزمایشات. گریه ام گرفته بود همچین التماس میکرد و بابا بابا میگفت دلم براش کباب شد بعد دید از دست بابا کاری برنمیاد گفت مامان مامان. دو نفر گرفته بودنش تا بتونند ازش خون بگیرن. خانمه میگفت ماشاءاله چه زوری هم داره. بعد که آوردمش خونه و بهش صبحانه دادم باقی آزمایشاتش هم تو خونه انجام شد و نتیجه اش به آزمایشگاه تحویل داده شد. بردمش مهد یکتا تو یوسف آباد. خوبیش اینه که این مهد تو کوچه منزل مامانیناست. طبق معمول ایلیا مثل قلدرها وارد مهد شد و توجه همه رو جلب کرد. کلی با مسئولین اونجا ارتباط برقرار کرد. میخندید، اخم میکرد، براشون بوس میفرستاد و بای  بای میکرد. با مربی اش صحبت کردم و برنامه غذاییشون رو نوشتم. قراره از اول شهریور بره. دیگه خیلی داشته حوصله اش تو خونه مامانینا سر میرفت. برای اوایل کارفکر کنم باید ناهارش رو خودم درست کنم تا کم کم به غذای مهد عادت کنه.

شبها به ایلیا میگم ایلیا الان برات قصه میگم . خوب؟ میگه اوب بعد تو بخواب. خوب؟ میگه اوب.

 
لینک نوشته
سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 -- مامان بیتا  

پستونک رو پیشی برد
 

حتما از روی عنوان حدس زدید که موفق شدم چه کار مهم و خطیری رو انجام بدم. در طی یک اقدام انتحاری الان ده روزی میشه که پستونک رو از ایلیا گرفتم. از یکسالگی به بعد سعی کردم فقط موقع خواب بهش پستونک بدم. ولی از دو هفته پیش بود . (همین سه روز تعطیلیها) از سه شنبه شبش موقع خواب بهش ندادم. اول یک ذره بیتابی کرد و بهونه گرفت و هی گفت مه مه گفتم پیشی بردش. هی نفسهای عمیق میکشید و یک چیزی رو مزه مزه میکرد. بعد یواش یواش خوابش برد. تا سه روز هم نیمه های شب بیدار میشد و بهونه میگرفت ولی طاقت آوردم. البته نسبت به گذشته بیشتر طول میکشه تا بخوابونمش ولی میارزه. تمام پستونکها رو هم از خونه خودمون و خونه مامانینا جمع آوری کردم. از اون موقع تا حالا خدا رو شکر شیر خوردنش بهتر شده. یعنی به جای پستونک شبها شیر رو بیشتر میخوره. غذاهاش رو هم دیگه میکس نمیکنم (غیر از گوشت و مرغ سفت) کم کم بهش میدم و با ماست قاطی میکنم .

چند روز پیش بردمش دکتر برای چکاپ. پسری اصلا نمیذاشت قد و وزنش رو بگیرند از بس که گریه کرد. دکتر گفت شاید علت بی اشتهاییش دندون درآوردنش باشه. رشدش بد نیست اما این رو بدونید که بچه ها تو این سن اصلا به غذا توجه نمیکنند و همش مشغول شیطنت هستند. براش علاوه بر تونیک مینادکس شربت روی هم نوشت.

کلماتی که میگه داره روز به روز بیشتر میشه. بقیه چیزها رو هم به زبون خودش حالی میکنه. کلماتی که اضافه شدند. امیر- دکتر- اسب   صدای حیوانات: صدای اسب- زنبور   اعداد: نه

حروف انگلیسی: (البته اول براش تکرار میکنم) ای- بی- یو- کیو

ژو ژو: آب نبات

هو : رهام

بچم علاقه خاصی به حرف ژ داره. اینقدر هم بامزه تلفظش میکنه. فکر کنم زبان فرانسه اش هم خوب بشه. صدای آب میوه گیری رو در میاره و میگه ژیو ژیو

خاله غزال براش یک تاب خریده خونه مامانینا وصلش کرده. روز چهارشنبه پیش هر دفعه زنگ میزدم مامان میگفت ایلیا سوار تابه. هر کسی هم نزدیکش میشه جیغ میزنه. وقتی سرعت تاب کم میشه اعلام میکنه. یکهو میبینن دو سه دقیقه است که ایلیا صداش در نمیاد میبینند توی تاب خوابش برده.

وقتی میخواستند بلندش کنند ببرن روی تخت بخوابونند با چشمهای بسته اعتراض میکرده و میگفته نه نه تاب تاب.

عصری که دوباره زنگ زدم مامان گفت ایلیا خان سوار تابه. پی پی کرده ولی رضایت نمیده بیاد پایین بشورمش. خلاصه بساطی داشتیم با این تاب .

تبلیغ جدید تلویزیون که مورد توجه ایلیاست: برنج محسن ۲۱

 
لینک نوشته
شنبه نوزدهم مرداد 1387 -- مامان بیتا  

دایره لغات جیگر مامان

ددر( با فتحه): بیرون

ددر( با ضمه ) : دکتر

انگوش: انگور (که عاشقشه)

بوپ: توپ

هاپو: سگ

میو: گربه

قوقو: انواع پرندگان

ما: ماست، ماهی

مو: موز

مو: مو

پا: پا

نانا، بی بی: بچه

آب: آب

گا: گاو

کاکا: دنت شکلاتی

آگا: آقا

دو: 2

شیش: 6، شیر

جیش: جیش

عم: عمه

عمو: عمو

بابا: بابا

ماما: ماما

اونو: اون ( هر چیز) رو بده

بهش میگم عسل مامان کیه: میگه ممن (منم)

تمام اعضای بدنش رو میگه (چشمت کو؟ دهنت کو؟ دندونت کو؟ موهات کو؟ وقتی میگم ....... کو؟ میگه عیبه.

وقتي سرپاش ميگيرم و جيش ميكنه براي خودش دست ميزنه.

یک سوال : برای یک بچه 16 ماهه چیکار میشه کرد که غذاهاش رو دیگه بصورت میکس شده نخوره. فکر میکنم ایلیا تو این مورد خیلی بد عادت شده باشه.

 
لینک نوشته
سه شنبه هشتم مرداد 1387 -- مامان بیتا  

ایلیا عسل مامان و بابا متولد 5 فروردین سال 1386
وزن: 3340 قد: 50

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

آخرین مطالب
سلام
این روزها ......
کم کاری مامان

ایلیای با ادب
ایلیای خوش خواب
من ایلیا دو سال دارم
آخرین پست سال 87
جیگر مامان
امان از دست این دندونها

آرشیو وبلاگ
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385

پیوندها
کوکاکولا لایت
خانم خونه
برای میوه دلم
نی نی و مامان لولی
کفشدوزک ناز
ساروی کیجا
بردیا و مامان بهانه
سینا و مامان شین
خاطرات زندگی زهرا
آرکا جون
درخت کوچک
من و نی نی گوگولی (سپهر)
هدیه زیبای خدا
هستی و مامان شراره
کودک ما
رادین و مامان
آرتین و مامان آزیتا
هستی و مامان نوشین
کیان و کیارش و مامان بیتا
محمد ایلیا و مامان
نازنین و مامان فاطمه
بهار و مامان منصوره
رادوین و مامان صدف
یاسین و دانیال و مامان زهرا
نیما و مامان دیبا
ایلیا و مامان سمیه (ستاره طلایی)
کسرا و مامان هدیه
یسنا و مامان مهروش
باران و مامان نسترن
هانا و مامان مهین
درسا و مامان
شرمینه و مامان شهرزاد
بردیا و مامان شراره
ایلیا و مامان سمیه (حس قشنگ مادری)
سپهر
شایان و مامان ساناز
شایان و مامان نلی
مازیار و مامان سولماز
کامیار و مامان بلفی
اوستا
صبا و مامان آرزو
آرش و مامان آرزو
نیکان و مامان آرام
دلنوشته های بیتا
ارغوان و مامان و باباش
ایلیای 85
ایلیا و مامان رویا
شهراد و مامان مرجان
آريانا و آرمينا (دو قلوهاي ناز)
قالب وبلاگ
ليست وبلاگ ها
ميهن مهر دانلود
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب::

پیوندهای روزانه
شکلک 2
پینگر
روی میز آشپزخانه
یه وبلاگ خوشمزه
مطبخ خانم خونه
کدبانو
شکلک 1
موسسه مادران امروز
مادرانه
کودکان
روانشناسی کودک
پروفسور سلطان زاده
آرشیو پیوندهای روزانه

  RSS  

Free! Download Center