تبليغاتX
ایلیا عشق مامان و بابا ایلیا عشق مامان و بابا
لیست وبلاگ های فارسی پرشین وبلاگ
ایلیا عشق مامان و بابا
ویروس سمج
تا به حال سابقه نداشته که ایلیای گلم به این شدت مریض بشه و مریضیش هم اینهمه طول بکشه.

همونطور كه تو پست قبل هم نوشتم. ايليا كه بار اول مريض شد استفراغ ميكرد و معده اش ناراحت بود بعد كه خوب شد دوباره رفت مهد بعد از ظهر كه رفتم دنبالش ديدم پشت سر هم عطسه ميكنه و آبريزش بيني داره. بي اشتها هم شده بود. دوباره زنگ زدم به همون دكتر كه نوع داروهاش رو عوض كرد. البته ميدونم توي مهد اينطوري شد چون سه روز مهد تعطيل بود به خاطر سمپاشي و بعدش تمام مدت كولرها روشن بوده تا بو از بين بره. ايليا هم كه اونجا خوابيده بود زير كولر سرما خورد. خلاصه كه داروهاش رو كه عوض كرديم و يك روز هم من مرخصي گرفتم و خونه بودم حالش داشت خوب ميشد فرداش كه اومدم سر كار مامان زنگ زد گفت ايليا همش داره گريه ميكنه تب هم داره. هيچ چيز هم نميخوره. همون روز عصر برديمش پيش دكتر ناطقي. دو ساعت تو مطب معطل شديم ايليا از شدت تب ناي حركت نداشت. دكتر كلي معاينه اش كرد و گفت اين حالات براي دندونش نيست. احتمال داره روز بعد تبش بالاتر هم بره كه دارويي داد كه در صورت داشتن تب بالاي 38 درجه بهش بديم كه خداي نكرده تشنج نكنه. پنج شنبه من خونه بودم . از صبح ايليا هيچ چيز نميخورد. من هم كه معمولا مواقع مريضي ايليا روحيه خودم هم خراب ميشه. بچم يك گوشه افتاده بود و از شدت تب ميسوخت . 5/39 . هر كاري ميكردم تبش پايين نميومد. مامانم عصري اومد ايليا رو ببينه. ديد من هم نشستم دارم هاي هاي گريه ميكنم. گفت ببريمش بيمارستان . اين بچه چيزي نخورده شايد بايد بستريش كنند. رفتيم بيمارستان كودكان مفيد. بماند كه چقدر اونجا اعصابم خورد شد. چهار تا انترن نشسته بودند به جاي طبابت با همديگه لاس ميزدند. فكر ميكردند بچه آدم موش آزمايشگاهيه. يكي ميگفت بايد آزمايش بديد ببينيم عفونت ادرار داره يا نه. اون يكي ميگفت چرا لباش اينقدر قرمزه مشكوكه به فلان بيماري. هر كاري كردن راضي نشدم از ايليا خون بگيرن. گفتم اين بچه الان اگه خون هم ازش بگيرين هيچ چيز نميمونه ازش. همونجا محلول او آر تي چند قاشق بهش داديم و اومديم خونه مامانينا. تبش پايين اومده بود. خدا رو شكر اون شب هم تب نكرد. جمعه هم حالش بهتر بود. الان داره داروهاش رو ميخوره تا سرفه هاش بهتر بشه. شنبه همه مامانم رفت وسايلش رو از مهد گرفت . ديگه تا سال ديگه نميزارمش مهد. ايلياي نازم اصلا طاقت مريضيت رو ندارم. وقتي ميبينمت كه نصف شدي دلم ميگيره.

 
لینک نوشته
سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 -- مامان بیتا  

سوغات مهد
این روزها اصلا خوب نیستم. ایلیای نازم مریض شد. هیچی نمیخورد و هر چی هم که میخورد بالا میاورد. الان بهتره اما هنوز ویروس سرماخوردگی تو بدنشه. نصف شده. خودم هم سرما خوردم . دندون درآوردنش هم همزمان با مریضیش شد و دیدگه هیچی.

با هدیه عزیزم مشورت کردم. خیلی کمکم کرد در مورد مهد. اسم چند تا از مهدهای منطقه یوسف آباد رو که درجه یک هستند بهم گفت. تصمیم گرفتم تا آخر شهریور همین مهد ببرمش. ولی شش ماه زمستون رو دیگه مهد نمیبرمش تا اگه خدا بخواد از سال دیگه که دو سالش هم تموم بشه یکی از این چهار تا مهد بنویسم. یک جایی که خوب باشه تا مجبور نشم هی مهدش رو عوض کنم که به خودش هم لطمه بخوره. مرسی هدیه جون.

ساعت کاریمون توی ماه رمضان تا ساعت ۲ هستش و من هم که از خدا خواسته. زود میرم خونه تایش ایلیای گلم باشم. ایلیا از موقعی که رفته مهد ظهرها بعد از ناهار اونجا میخوابه. حدود ساعت ۱۲. برای همین هم شب زودتر میخوابه ساعت نه و نیم.

نمیدونم چرا از موقعی که مهد میره عادتهای بدی پیدا کرده. یکی از اونها پرت کردنه. اون یکی هم زدنه. به هر کس که میخواد ابراز علاقه کنه تلق میخوابنه زیر گوشش. خیلی هم باهاش صحبت میکنم ولی نمیدونم چرا از سرش نمیفته. از همون روز اولی که از مهد اومد خونه به همه میگفت بد. خاله بد. مامان بد- بابا بد-  

 
لینک نوشته
یکشنبه هفدهم شهریور 1387 -- مامان بیتا  

ایلیا عسل مامان و بابا متولد 5 فروردین سال 1386
وزن: 3340 قد: 50

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

آخرین مطالب
سلام
این روزها ......
کم کاری مامان

ایلیای با ادب
ایلیای خوش خواب
من ایلیا دو سال دارم
آخرین پست سال 87
جیگر مامان
امان از دست این دندونها

آرشیو وبلاگ
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385

پیوندها
کوکاکولا لایت
خانم خونه
برای میوه دلم
نی نی و مامان لولی
کفشدوزک ناز
ساروی کیجا
بردیا و مامان بهانه
سینا و مامان شین
خاطرات زندگی زهرا
آرکا جون
درخت کوچک
من و نی نی گوگولی (سپهر)
هدیه زیبای خدا
هستی و مامان شراره
کودک ما
رادین و مامان
آرتین و مامان آزیتا
هستی و مامان نوشین
کیان و کیارش و مامان بیتا
محمد ایلیا و مامان
نازنین و مامان فاطمه
بهار و مامان منصوره
رادوین و مامان صدف
یاسین و دانیال و مامان زهرا
نیما و مامان دیبا
ایلیا و مامان سمیه (ستاره طلایی)
کسرا و مامان هدیه
یسنا و مامان مهروش
باران و مامان نسترن
هانا و مامان مهین
درسا و مامان
شرمینه و مامان شهرزاد
بردیا و مامان شراره
ایلیا و مامان سمیه (حس قشنگ مادری)
سپهر
شایان و مامان ساناز
شایان و مامان نلی
مازیار و مامان سولماز
کامیار و مامان بلفی
اوستا
صبا و مامان آرزو
آرش و مامان آرزو
نیکان و مامان آرام
دلنوشته های بیتا
ارغوان و مامان و باباش
ایلیای 85
ایلیا و مامان رویا
شهراد و مامان مرجان
آريانا و آرمينا (دو قلوهاي ناز)
قالب وبلاگ
ليست وبلاگ ها
ميهن مهر دانلود
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب::

پیوندهای روزانه
شکلک 2
پینگر
روی میز آشپزخانه
یه وبلاگ خوشمزه
مطبخ خانم خونه
کدبانو
شکلک 1
موسسه مادران امروز
مادرانه
کودکان
روانشناسی کودک
پروفسور سلطان زاده
آرشیو پیوندهای روزانه

  RSS  

Free! Download Center